فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.


 

به نام خداوند بخشنده ومهربان

نقش ها :

راوی – چنگیزخان – فرمانده ی چنگیزخان – یک مردچینی – سربازایرانی – حاکم شهرمرزی

سلطان محمد – عده ای به عنوان تاجر

شروع داستان :

راوی : دردرس های قبل گفتیم که سلسله های ترک به مدت 500 سال برکشورماحکومت کردند . یکی ازاین سلسله ها درمنطقه ای به نام خوارزم حکومت می کردند به همین علت به خوارزمشاهیان معروف بودند . یکی ازپادشاهان معروف خوارزمشاهی سلطان محمدخوارزمشاه بود که درزمان اومغول هابه ایران حمله کردند.

مغول ها مردمی جنگجو و خون ریزبودند . فرمانده ی مغول ها شخصی به نام چنگیزخان بود.

مغول ها به فرماندهی چنگیزابتدا به کشورچین حمله بردندوآن جاراتصرف کردند. (مغولهادرحال حمله به چین )

صحنه ی اول

فردچینی : ای وای – مغول ها – مغول ها – بدبخت شدیم – ای وای – فرارکنید! فرارکنید!

مغول ها با شمشیرهایشان درحال حمله هستندو چینی هادرحال فراروکشته شدن . چنگیزخان وافرادش درحال پیشروی هستندتابه مرزایران می رسند.

چنگیزخان : فرمانده ! ..................فرمانده !

فرمانده : (پس ازتعظیم کردن ) بله قربان

چنگیزخان ! این جا مرزکجاست ؟ (چنگیزخان خطی را روی زمین نشان می دهد)

فرمانده : این جا مرزایران وخوارزمشاهیان است قربان .

چنگیزخان : عجب ! یعنی مااین قدرپیشروی کرده ایم ؟

فرمانده : بله قربان . شما می توانیدتمام دنیارافتح کنید.اگردستوربفرمایید به ایران هم حمله کنیم .

چنگیزخان : نه ! بهتراست ابتدا با آن ها ازدردوستی درآییم .

فرمانده : ( درحالی که خنده اش گرفته جلودهانش رامی گیرد)

چنگیزخان : چرا می خندی ؟ ما را مسخره می کنی ؟

فرمانده : قربان هروقت صحبت ازدوستی می کنیدخنده ام می گیرد.

چنگیزخان : ساکت شو! دستوربدهید یک کاروان تجارتی برای تجارت باایران وارداین کشورشوند. دوست داریم باایرانیان روابط بازرگانی دشته باشیم ،ایران کشوربزرگی است .

فرمانده : اطاعت قربان ( وتعظیم  کرده وازصحنه خارج می شود)

(پس ازمدتی چنگیزخان هم ازصحنه خارج شده وروی صندلی اش می نشیند.) 

صحنه ی دوم ورودکاروانیان (تاجران مغول)

کاروانیان درحالی که پارچه ولوازمی برای فروش به همراه دارندآرام آرام نزدیک مرزکشورایران می شوندومی ایستند.)

سربازایرانی : کیستید وازکجا می آیید؟

فرمانده ی کاروان : تاجرهستیم ازمغولستان آمده ایم وبرای تجارت می خواهیم واردایران شویم

سرباز: اجازه دهیدازحاکم شهرکسب اجازه کنم .

(سربازپیش حاکم رفته وتعظیم می کند. سپس می ایستد.وخطاب به چنگیزخان می گوید)

سرباز: جناب حاکم عده ای ازتاجران مغول می خواهندواردکشورشوند، چه دستور می فرمایید.

حاکم : مغول ها !........ تجارت !..................... نکندجاسوس درمیانشان باشد؟

سرباز: گمان نمی کنم . وسایلی برای فروش آورده اند.

حاکم : سرباز،من فکرمی کنم این یک نقشه باشد. ممکن است دربین کاروان عده ای جاسوس باشند. دستوربدهیدهمه اشان رابکشند.

سرباز: اطاعت قربان

سرباز با دست به بقیه ی سربازهاعلامت می دهدوسربازان همه یک صدامی گویندحملـــــــــــــــــــــــه ! وبه طرف کاروان حمله برده همه رامی کشند.

یکی ازکاروانیان فرار کرده نفس نفس زنان خودرابه چنگیزخان می رساند درحالی که خودش راروی زمین می کشد.

چنگیزخان روی صندلی نشسته وفرمانده هم درکناراوایستاده است .

صحنه ی سوم کاخ چنگیز خان

مردزخمی : قربان ! قربان ! همه راکشتند. همه راکشتند.

چنگیزخان : کی ؟ چه کسی راکشتند؟ حرف بزن .

مردزخمی : قربان همه ی کاروان مابه دست ایرانیان کشته شدند . (ومردپس ازگفتن این  جمله بیحال برزمین می افتد)

چنگیزخان : شنیدی فرمانده ؟

فرمانده : بله قربان .

چنگیزخان : خوب بهانه ای این حاکم احمق به دستم داد. حال که این طورشد (با صدای بلند) پس به ایران حمله می کنیــــــــــــــــــــــــــــــــــم .

مغول هابه ایران حمله می کنند عده ای ازمردم کشته شده وعده ای درحال فرار هستند. تااین که مغول ها به نزدیک تخت پادشاهی سلطان محمدمی رسند. چنگیزخان باعصبانیت واردمی شودوبه طرف سلطان محمدمی رودوروبه روی اومی ایستد.سلطان محمد درحالی که می لرزدبه این طرف وآن طرف می دود سرانجام فریادبلندوکشداری سرمی دهدوفرار می کند.  

چنگیزخان : ای ترسوی احمق به جای مقابله بامافرارکرد!(چنگیزخان روی تخت سلطان محمدمی نشیند)

راوی : همان طورکه دیدید سلطان محمدبه جای ایستادگی درمقابل دشمن فرار را برقرار ترجیح داد. مغول ها بسیاری ازشهرهای ایران راویران کردند.بسیاری ازمردم ماراکشتند. کتابخانه ها – مساجدومدرسه هارابه آتش کشیدند مردم ایران باهمه سعی وتلاشی که کردند نتوانستنددرمقابل دشمن ایستادگی کنند چون حکومت قوی درکشوروجودنداشت .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: پنجم ابتدایی


تاريخ : ٥ بهمن ۱۳٩۱ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ariashokooh | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.